تبليغاتX
ღஜ♥عشق♥ஜღ

 

 ای آرامش بخش لحظه های دیوانگی من

                                                   من مست نگاه های توام

 آوای تپیدن قلب من در پشت پرده ی نجیب عشق

                                                              پنهان است ...

 می خواهم با تمام اخلاص فریا بزنم

                                                  که به اندازه ی همه دریا ها

                                                               دوستت دارم

 

                                            

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:52 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم

با شوق تو مي رفتم بي وسوسه مي آيم

يک قلب ترک خورده سوغات محبت بود

پاداش دل ساده نيرنگ و خيانت بود
 
من از تو چه سر بودم اي بي نفس کمرنگ

من حادثه ي روزم تو شب زده ي دل سنگ

خاکستر جا مانده از فاجعه ي ققنوس

اندوه شب سربي در با ور يک فانوس

درعشق تو فرسودم پايان قشنگي بود

مزد همه ي خوبيم افسوس دورنگي بود

اي از غم من سرخوش شکم به يقين خشکيد

محکوم عذابي تو در دايره ي تمديد

لايق تر از اين بودم عشق تو حماقت بود

يک عمر هدررفته تاوان رفاقت بود

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:46 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

 

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

و میان من و تو فاصله جا میگیرد

من در این دشت جنون تنهایم

من از این فاصله ها بیزارم

و دراین گستره فاصل ها می میرم

من میان شب و روز

در تن خشک زمین

من میان صحرا

و میان جنگل

همه جا یکه و تنها

خسته از جور زمان

با تنی خورده به جان زخمی چند

میزنم بانگ که وای

هستی ام رفته بباد

ضجه ام را که شنید ؟

جای دل ، تنگ تر از مشت منست

قصه آمدنت باد هواست

با تو بودن دگرم چون رویاست

نفسم می گیرد

می گشایم نفسی پنجره را

تا تمامیت تن خود را به هوا بسپارم .

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:42 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

از عشق تو آوره هر کو ی و بيا بون

مجنون شدم و زدم به هر دشت و بيا بو ن

تنها با تو و سازم و اين دو چشم گريون

ميبينم که همه ناز ميکنن با عاشقا شون

مثل گربه ميچرخند و ميپيچند تو پا هاشون

يا که اشک ميريزند زار می زنن تو بغلاشون

شايد ناز بخرند دست بکشند روی مو ها شون

تو که هی ناز ميخری دست بکشی روی موهامون

اي خدا اي خدا چرا موندم از تو جدا

تو کجائ و من کجا تو خدا من کجا اي خدا

من چي هستم هر چي هستم

بدون عاشق عشق تو هستم

از تو هستم بت پرستم يا که مستم

دل به عشق روی تو بستم از تو مستم

تو رفيقی تو عزيزی بپرس چرا اشک ميريزی

بپرس که از چي ميگريزی جز خدا....

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:38 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

 

من پذیرفتم شکست عشق را

   پندهای عقل دور اندیش را

     می پذیرفتم که عشق افسانه است

   این درد آشنا دیوانه است

     می روی شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

      گرچه تو شاداب تر از من میروی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

      آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:34 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

 

دوستت دارم...

 

دوستت دارم تا همیشه ... تا ابد ... دوستت دارم

 

 

تا جنون ... تادیوانگی ... دوستت دارم تا گریه ...

 

 

 تا بهانه ... دوستت دارم تا خاطره ... تا مهربانی

 

 

 دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ... دوستت دارم

 

 

 تا انتظار ... تا تحمل ... دوستت دارم تا زخم ...

 

 

تا ضربه ... دوستت دارم تا شکستن ... تا عذاب ...

 

 

 دوستت دارم تا

 

 

امید ... تا خیال ... دوستت دارم تا دوباره ...

 

 

تا دیدار ... دوستت دارم تا عشق ...

 

 

که برتر و بدتر از آن نمی شناسم ...

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:31 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود

 

تا اسیر غصه ی فردا نبود

 

کاش بودی تا برای قلب من

 

زندگی اینگونه بی معنا نبود

 

کاش بودی تا لبان سرد من

 

قصه گوی غصه ی فردا نبود

 

کاش بودی تا نگاه خسته ام

 

بی خبر از موج و از دریا نبود

 

کاش بودی تا زمستان دلم

 

این چنین پر سوز و پر سرما نبود

 

کاش بودی تا فقط باور کنی

 

بعد تو این زندگی زیبا نبود

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:30 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

اگر مـــــــــاه بودم ، به هر جا که بودم ،

سراغ تو را از خـــــــــــــــدا می گرفتم .

و اگر سنگ بودم، به هر جا که بودی ،

سر رهگــــــــــــذار تو ، جا می گرفتم .

اگر ماه بودی به صـــــــد ناز - شا ید -

شـبی بر لـــــــب بام من می نـشـسـتی .

وگر سنگ بودی ، به هر جا که بودم ،

مرا می شکــــستی ، مرا می شکستی

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:28 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

هر جا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

                دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

هر جا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری    

         یه حنجره پر از غزل تو غیبته تو ساکته

تو ای عزیز هر جا بودی طنین این صدا بودی    

         برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی

قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی          

          تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی

هر جا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته         

       دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه  

       دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه

هر جا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه          

       وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه

                                   هر جا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته...

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:11 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت

  را ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو

  به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه

  لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی که

  هنوزم دوسش داری.....!؟

  چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری

  تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه

  وجودت له شد.....!؟

  چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف

  بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام

  نتونی بگی.....!؟

  چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک

  گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی

  بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.....!؟

  چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی

  و هزار بار تو خودت بشکنی

  و اون وقت آروم زیر لب بگی:

   گل من باغچه ی نو مبارک.

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:11 توسط °•ܓܨGhaZaLeܓܨ°• |

SaLaM MaN GhaZaLe HasTaM 17 SaLe
omid varam az weblog khosheton biad NaZar yadeton nare

.
ღرفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه بمعنی حضور در درون اوستღ
.
.
.
.
ღاگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.ღ
.
.
.
ღهفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا از عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

فقط میخواد بهت بگه

دوستت دارمღ

.
.

ღمهم نيست که قشنگ باشي ... قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر ღ

.
.
ZenDeGi ZiBasT..Na Be ZiBaYii HaGhiGhaTღ
HaGhiGhaT TaLkhaST,Na Be TaLkhiYe JoDaii
ღJoDaiin SakhTe,Na Be SakhTii TanHaii
.
.
.
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت .

Home
Email
Night Skin